شيطوني شيطوني
عسلكم تازگي ها همش از همه چيز آويزونه. تا ولش مي كني داره دستشو از هر چيزي مي گيره تا بلند بشه ، حتي چيزهاي سست و لق لقو . بعد تازه با اعتماد به نفس كامل ، دستش رو هم ول مي كنه. مي خواد بگه من حرفه اي يم. احساس مي كنم از قصد اين كار رو انجام مي ده تا من بدو بدو كنم طرفش و بگم نانازم نيفتي وماچش كنم. اون هم ذوق مي كنه و بپر بپر مي كنه و گاهي خودش رو از عقب مي اندازه تا من بگيرمش. البته تازگي ها فهميده كه اگر من نباشم ميفته زمين و اوخ مي شه. چون تا من ميرم طرفش اين كار رو انجام مي ده.بللللللللللللا. واي خداي من ، تا پوشكش رو درميارم ديگه پوشك كردنش كار حضرت فيله. آني فرار ميكنه. تازه وسط فرار كردن...
نویسنده :
مامان ارميا و ایلمان
12:02










