تاسوعا و عاشورا و تولد ایلمان مامان
اول از همه عزاداری شما نی نی های ناز و مامانهای گل قبول درگاه حق. شب تاسوعا من و کولوچه ها به همراه پرهام و علی و سارا و مامانهای گلشون رفتیم بیرون تا بچه ها زنجیر بزنن. کلی ذوق داشتن و بدو بدو تا سر خیابون رفتن و ما هم به دنبالشون. ارمیا و پرهام همش اصرار داشتن که دنبال دسته عزاداری زنجیر بزنن و مثل بچه های دیگه با دسته برن . مونده بودیم باهاشون چه کار کنیم. ایلمان هم که اصرار داشت بگذارمش زمین تا خودش راه بره. آخه توی اون شلوغی کولوچه؟؟ روز تاسوعا عزیز قربونی داشت. ارمیا که فکر می کردم شاید از ببعی بترسه اصلا انگار نه انگار. چنان لم میداد به ببعی و نازش می کرد که تمام سوئی شرتش بوی ببعی میداد.  ...
نویسنده :
مامان ارميا و ایلمان
9:42










