باغ وحش
دیروز جمعه 12 مهر 92 رفتیم باغ وحش تا بعد از یک هفته بیماری کولوچه ها کمی حال و هوامون عوض بشه. ارمیا هم که همش می گفت من شیر خطرناکم و بریم شیر ببینیم و ... هر چند امروز صبح که از خواب بیدار شدم تا بیام سر کار دیدم ایلمان بدجور داره توی خواب سرفه می کنه. الهی بمیرم. توی اداره هم زنگ زدم ببینم در چه حاله که صدای گریه شو شنیدم و دلم گرفت و کمی گریه کردم. انقدر هم ساعت کاری ها رو توی دولت جدید افزایش دادن که ... مجبورم هر روز یک ساعت مرخصی بگیرم تا زودتر برم خونه. بگذریم. این هم عکس های دیروز: خدار رو شکر به بچه ها خیلی خوش گذشت. ایلمان که هر حیوونی رو میدید کلی می خندید و نمی دونم چی فکر می کرد که براش خنده دار بود. ...
نویسنده :
مامان ارميا و ایلمان
10:44













