کفش جدید مبارک
بلـــــــــــــه. دیگه این کولوچه ما داره تاتی می کنه و باید مستقل می شد و دیگه بغـــــــــــل نداریم. بنابراین من و بابایی رفتیم یه جفت کتونی راحت براش بگیریم تا وقتی می ریم بیرون راه بره و عادت کنه. خلاصه رفتیم و خریدیم و همون جا هم پاش کردیم. ارمیا هم از ذوقش پاساژ را سیر و سیاحت می کرد و ما هم به دنبالش. گاهی هم از حولش تند می کرد و هنوز راه نیوفتاده بدو بدو می کرد و نقش بر زمین میشد و سعی می کرد دوباره بلند شه. یه نی نی هم پیدا کرده بود و داشت باهاش گپ می زد. دست بردار هم نبود. خلاصه رضایت داد و بای بای کرد و راه افتاد. از اونجا هم رفتیم خونه عزیز تا ببینه . عزیز هم از خوشحالی می گفت وای ارمیا من خو...
نویسنده :
مامان ارميا و ایلمان
9:48








